السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
352
جواهر البلاغة ( فارسى )
مثال جايى كه حروف پايانى كلمات همسان باشد ، سخن خداى متعال است : « إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ » « 1 » به يقين نيكان در نعمتى فراوانند و بدكاران در دوزخند . در اين دو فقره همهء واژهها هموزن و همقافيه است . و مثال التّقارب نحو قوله تعالى : و مثال جايى كه حروف پايانى تقارب داشته باشند ، سخن خداى برين است : « وَ آتَيْناهُمَا الْكِتابَ الْمُسْتَبِينَ * وَ هَدَيْناهُمَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » « 2 » ما به آن دو كتاب روشنگر داديم و آن دو را به راه راست هدايت كرديم . و در فارسى ترصيع گاه با تجنيس همراه است ؛ مانند : بيمارم و كار زار و تو درمانى * بيم آرم و كارزار و تو درمانى گويم كه بر آتشم همى گردانى * گويم كه بر آتشم همى گردانى 7 - التّشريع التّشريع هو بناء البيت على قافيتين ، يصح المعنى عند الوقوف على كلّ منهما . 7 - تشريع « 3 » تشريع بناى بيت بر دو قافيه است به گونهاى كه توقف بر هريك از دو قافيه صحيح باشد . مانند سخن شاعر : « 4 » يا خاطب الدّنيا الدّنيّة إنّها * شرك الرّدى و قرارة الأكدار دار متى ما أضحكت فى يومها * أبكت غدا بعدا لها من دار و إذا أظلّ سحابها لم ينتفع * منه صدى لجهامه الغرّار غاراتها لا تنتفى و أسيرها * لا يفتدى بجلائل الأخطار اى خواستگار دنياى پست ، همانا دنيا دام مرگ و كانون ناخوشىهاست . سرايى كه هرگاه امروزش بخنداند ، فردايش مىگرياند ؛ دور باد چنين خانهاى . و زمانى كه ابرش سايه اندازد ، به جهت ابر بىباران فريبندهاش ، عطش از آن سود
--> ( 1 ) - انفطار ، 13 و 14 ( 2 ) - صافات ، 17 و 18 ( 3 ) - به آن توشيح يا ذو القافيتين نيز مىگويند . ( 4 ) - اين اشعار از حريرى است . نگاه كنيد به مقامهء 23 ، ص 181 مقامات